![]() |
![]() |
|
|
مدتي پيش تو وبلاگی مطلبي خوندم كه حسابي روم اثر گذاشت و اون انتقاد يكي از خوانندگان بود به دكتر شريعتي.
اون انتقاد خيلي تندتر و كوبنده تر از اوني بود كه انتظار داشتم .از اون موقع مي خواستم مطلبي با اين مضمون را بذارم اما خوب ... نشد. من خيلي تعجب مي كنم از اينكه توي جامعه ما كسي حق نداره نظري بر خلاف انچه كه عموم مردم فكر مي كنند يا بايد فكر كنند بدهد. چند سال قبل در جلسه ای تعداد زيادي از دانشمندان تراز اول فيزيكدان جمع مي شن و راجع به دست اورد هاشون صحبت مي كنند .در اين جلسه استیون هاوکینگ (دانشمندی که به علت بیماری ای که در سن جوانی می گیره به پیش بینی پزشکان مدتی بیش از ۲ سال زنده نمی مانده!! البته اونا اینطور می گفتند در حالی که می بینیم هنوز هم او داره زندگی می کنه.هر چند وضعیتش روز به روز بدتر می شه...)در مورد نظريه جديدش براي يكي از مسائل فيزيك صحبت مي كرد كه دانشمندي با نظريه اش مخالفت مي كنه و مي گه كه به نظرم در نظريه شما اشكالاتی وجود داره. استیون این اشکال را نمی پذیره و او هم نمی تواند دلیل محکمی بر اثبات ادعای خودش بیاره.سالها گذشت و هر کدام دلایلی را برای ادعاشون جستجو می کردند...استیون معتقد بود که در نظریش اشکالی وجود نداره (و با توجه به وضع جسمانیش که دیگه به حدی رسیده بود که فقط چشمهاش را می تونست تکان بده و از یه دانشجو کمک می گرفت تا فرمولها را بنویسد و کارهایی را که لازمه روش انجام بده جالبه بدانید اون دانشجو برای نوشتن هر حرفی در فرمول باید تک تک حروف را برای استیون می گفت و او حرف مورد نظر را با حرکت چشماش تائید می کرد.)بنابر این سالهای بسیار زیادی را در کشمکش بر سر این نظریه از دست دادند... تا اینکه روزی در جلسه ای که قرار بود برگزار بشه و برنامه های زیادی با حضور تعداد زیادی از دانشمندان و سخنرانی اونا اجرا بشه استیون در خواست می کنه در ان جلسه سخنرانی ای داشته باشه...موافقت شد و تعدادی از برنامه ها کنسل شد تا او سخنرانی کند. او روی سن رفت و در حضور همگان اعلام کرد که واقعا چنین مشکلی در نظریش وجود داشته و تصحیح اون را هم یافته ... با وجود این اصرار بی دلیل بر درستی چیزی که یکی از بزرگترین دانشمندان قرن با اون مخالفت می کرد و البته تعداد مخالفان ان بیشتر از این بودند و با وجود صرف وقت و امکانات و انرژی تعداد زیادی از دانشمندان در طول چند سال ...حالا او برترین فیزیکدان قرن شناخته می شه!!! شریعتی کسی بود که به خاطر انچه که عقیده داشت و به خاطر نجات جامعش از جهل رنجهای زیادی متحمل شد و مدتها زندان و شکنجه از طرف حکومتی که بر ضدشان سخن می گفت و مبلغ بسیاری فحش و تهمت از طرف مردمی که به خاطرشان سخن می گفت...و در نهایت هجرت اوارگی و کشته شدن ... .این بود حاصل عمر کسی که شرف فهمیدن را به هیچ چیزی نفروخت و خواست تا ازاده زندگی کند و ازاده زندگی کنند و ازاده زندگی کنیم... فرض کنیم که اینچنین اشکالاتی هم در نظریش باشه اینطور انصافه؟ علی (ع)در وصیت نامش سفارش می کنه که بعد از من با خوارج نجنگید زیرا انکس که در جهت حق می کوشد و اشتباه می کنه با انکس که در جهت باطل می کوشد برابر نیستند.... اگر دیگر کتابهای شریعتی اجازه انتشار ندارند به خاطر این است که شما را از اسلام دور می کنند و شما دینتان (اسلام) را ممکنه از دست بدهید البته اسلام حکومتی را ...اسلامی را که در ان عده ای فکر می کنند و سایرین فقط باید اطاعت کنند تا در راه هدایت باشند و گرنه ... چون اونا ممکنه به شما بفهمانند که حسینی که هر سال برای او ۲ ماه عزاداری می شه و چه ها که نمی شه که بود و چه کرد و کربلا چرا رفت و ...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 13:52 توسط orkide |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1387 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 |
| نویسندگان |
|
orkide مرضیه |
|
RSS
|