![]() |
![]() |
|
|
به صلیب صدا مصلوبم ای دوست
تو گمان مبری مغلوبم ای دوست شرف نفس من اگه شد قفس من به سکوت تن ندادم تا نمیرم بی کفن وقتی گفتند یه گناه بود مثل دیدن یا شنیدن معنی آغازم این بود ته بن بست داد کشیدن وقتی حتی توی خلوت فکر ازادی قفس بود گفتنی ها را می گفتیم اگه فرصت یه نفس بود ... شرف نفس من اگه شد قفس من به سکوت تن ندادم تا نمیرم بی کفن تو شبای سکوت فریاد من بود ته جنگل خواب بیداری رود ... در عذاب تشنگی هام حسرت من بوی گندم بر دلم داغ شقایق از عذاب تلخ مردم از کسی که مثل بختک تو شبام انداخته سایه یه سوال ساده کردم نفرت اما شد گلایه ... |
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 21:59 توسط orkide |
|
|
اسلام مصلحت اندیش یعنی اسلامی که در هر موقعیتی مصلحت را اصل قرار می ده.ایراد این اسلام این است که بر اساس مصلحت فرد تغییر می کند نه مصلحت جامعه. اسلام مصلحت اندیش یعنی اسلامی که می تواند کار هر فرد از مسلمین را سرپوش دینی بذاره و هر کار غیر مجازی را مجاز نشان بده و چون با نام اسلام است تو اعتراضی نمی کنی...
این یکی از انواع اسلام های ساخته شده در این چند سال است. دکتر شریعتی سخنرانی دارند با عنوان "علی تنهاست" من هر چند که چند کتاب از ایشان خواندم و تعدادی از سخنرانیهایشان را شنیدم اما هیچکدام به اندازه این یکی جذبم نکرد. ((کسی که از ۱۰ سالگی در انقلاب بزرگ شده اکنون باید در برابر دوست سکوت کند تا میراث مشترک محفوظ بماند .علی در طول ۲۵ سالی که هیچ کاره و بر کنار بود محافظه کار بود و اکنون که زمام یک امپراطوری بزرگ را به دست گرفته انقلابی شده.و این چیزیست که همه بر عکس ان عمل می کنند . ...امام سجاد که سرنوشتش بسیار شبیه ماست نه می تواند بجنگد و نه می تواند حتی بمیرد.کسی که در شهر خودش تنها و غریب مانده و بعد از ان شهادت جز اینکه همه عقده هایش را با خدا بیان کند هیچ راهی ندارد. ... خدایا به من زیستی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم... و مردنی عطا کن که بر بیهودگیش سوگوار نباشم.(هر کس انطور می میرد که زندگی می کند) خدایا چگونه زیستن را به من بیاموز چگونه مردن را من خود خواهم اموخت. خدایا مرا از این فاجعه پلید مصلحت پرستی (که بیماری همه گیر شده )مصون بدار تا به بهانه مصلحت حقیقت را ذبح شرعی نکنم.))
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 10:4 توسط orkide |
|
|
بیش از ۱۴۰۰ سال گذشته .
در این مدت چه کسانی سرنوشتم را در دست گرفته اند؟سرنوشت من را و تو را .من و تویی که امروز در این عصر بی ایمانی و در التهاب ایمان داشتن به کسی یا چیزی به دنیا امده ایم و بر حسب چیزی که در شناسنامه ها بوده به دینی ایمان یافته ایم که هیچ درکی از ان نداریم.و شناسنامه هامون هم به طور موروثی این چنین اند. ۱۴۰۰ سال گذشته و من امروز به چیزی اسلام می گویم که همواره در دست حاکمانی بوده .حاکمانی که در لباس این دین در امدند تا ... خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو ... ۱۴۰۰ سال گذشت در حالی که اسلام بیش از ۱۰+۵سال در دست مسلمانی که ... نبود.و من امروز به چیزی اسلام می گویم که در طول (۱۰+۵)-۱۴۰۰سال به تن گرگانی پوشیده شده که از هیچ جنایتی در حقش و در حقم دریغ ننمودند تا هر کاری را با ان توجیه کنند و هر کس صدایی به اعتراض بلند کرد به جرم سنگین مخالفت با حاکم اسلامی و در نتیجه با اسلام به جرم سنگین منافق بودن به جرم سنگین ... بر دار اویخته شود.اسلام اسلام توجیه کننده شد... انچه من اسلام می نامم همان است که علی اسلام می نامید و بر طبق ان حکومت می کرد؟ همان است که محمد عرب را با ان از مردگی در توهم زندگی به حیات واقعی اورد؟ همان است که حسین برای نجاتش ...؟ به قران نگاه می کنم این کتاب اینچنین دینی است؟این کجا و ان کجا!!!!!!!!!!!!!!!!!! ... اسلام های متفاوت را ببینید.چشمتان را باز کنید تا اسلام سرمایه داری اسلام مصلحت اندیش اسلام سازش کاری اسلام راحت طلبی اسلام مرفهین بی درد اسلام... را ببینید. به جان محمد سوگند که این کجا و ان کجا... اسلام من آن قران است و بس...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 9:54 توسط orkide |
|
|
كتابي مي خواندم كه توش يه صحنه از جنگ توصيف شده بود.اين كتاب سرگذشت يكي از قومهاي بسيار قديمي از زبان يكي از شاهزادگانه. بگذريم...
درست بعد از پيروزي بود او گفته بود كه پادشاه به دلايل سياسي به سربازانش اجازه هر جور غارت و تجاوزي را داده بود.گفته بود كه سربازان شروع به تجاوز كردند و زنان و دختران يك خانواده را جلو مرد ان خانواده مورد تجاوز قرار مي دادند.تجاوز ان هم نه توسط يك سرباز بلكه توسط ۱۰ يا ۲۰ سرباز. من رنجي را كه اون مرد تحمل مي كرده درک كردم.هيچ كاري ازش بر نمي اومده... تا حالا توي موقعيتي بوديد كه هيچ كاري ازتون بر نيايد؟ ... موقعي كه مي خواندم احساس كردم درست شبيه وضعيت منه.تعدي به فكر و قتل عام روح مردمم را مي بينم ذره ذره جان سپردن بدون مرگشان را احساس مي کنم اما هيچ كاري ازم بر نمي ياد.فريادهاي ساكتم به گوش هيچ كس نمي رسه .حتي نديدن و نفميدن كر بودن و كور بودن (لهم اذان لا یسمعون بها و لهم اعین لا یبصرون بها و لهم ...اولئك كالانعام بل هم اضل ) هم ازم ساخته نيست. ... نه پاي رفتن نه تاب ماندن ... شاید به همین دلیله که گاهی چیزی را که به ذهنم رسیده می نویسم هر چند برای شما نا مفهوم و بی ربط به نظر بیاید .شاید این حداقل کاری باشه که در شرایط فعلی ازم بر بیاید... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 9:37 توسط orkide |
|
|
کاش می دونستم چطوری باید شروع کنم.شاید اگه شروع می شد ...
یه دوستی دارم که به طور ناگهانی دچار تحول شد .اینطوری که من متوجه شدم اولش با خدا مشکل یدا کرد.شاید اون از معدود کسانی بود که انچه در ذهنش اومده بود را به فراموشی نسپرد.اون از عقاب و جهنم و هیچ چیز دیگری نترسید.من نمی دونم چه کار کرد و اصلا مشکل اصلیش چی بود.چون اون موقع من هنو توی این دنیا نبودم.توی اون دنیایی بودم که ...که همه اطرافیانم هستند .اون هم بیشتر از فهم اون موقعم توضیح نداد. اما چند روز پیش موقعی که شروع کرد برام گفتن و شاید اولین باری بود که می گفت یا شاید اولین باری بود که می شنیدم فهمیدم که با اسلام مشل داره.از قبل هم داشت.اینکه چرا نباید هر طور دوست داریم با خدا صحبت کنیم ...یعنی می گفت که گاهی دوست داره زانو بزنه و گاهی... حالا فهمیدم که با اسلام مشکل نداره در واقع با مسلمونها مشکل داره و از اونجایی که پیروان هر دینی مظهر اون شناخته می شن ... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 9:0 توسط orkide |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1387 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 |
| نویسندگان |
|
orkide مرضیه |
|
RSS
|